ژاک دریدا؛ شالوده‌شکنی و دموکراسی

نوع مقاله: روابط بین الملل

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای علوم سیاسی دانشگاه اصفهان

2 عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان

3 عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان

چکیده

شالوده‌شکنی راهبردی برای نشان دادن سهم فلسفه در رسیدن به معنای دموکراسی در جهان پسامدرن است. با نقد خودگرایی و دیگرستیزی سنت اندیشه فلسفی، شالوده‌شکنی در صدد بنیان نهادن اصول فلسفی متناسب با اصل دیگرپذیری و دموکراسی در دنیای پسادموکراسی است. از طرف دیگر مباحث دریدا در حوزه دموکراسی اجتماعی ـ سیاسی، مانند دموکراسی آینده و چالش‌های پیش روی دموکراسی، نیز ریشه در اندیشه ‌فلسفی او دارند. بدین ترتیب دموکراسی و شالوده‌شکنی دو روی یک سکه‌اند و فهم یکی بدون توجه به دیگری میسر نیست. این ارتباط، ناگسستنی و ضروری است، و تفکر دریدا در باب فلسفه و سیاست بر مدار آن شکل می‌گیرد. دموکراسی آینده نیز بعنوان نتیجه ‌این ارتباط، آیینه ‌فلسفه و سیاست دریدایی است.
بررسی نحوه ‌پیوند فلسفه شالوده‌شکنانه و دموکراسی و چگونگی تأثیر و تأثر متقابل این‌دو برسازنده ‌خطوط اصلی این مقاله خواهد بود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Derrida, Structuralism and Democracy

نویسندگان [English]

  • Sasan Karamshahi 1
  • Alireza Aghahosseini 2
  • seyed javad emam jomeh zadeh 3
  • Ali Alihosseini 2
1 Ph.D. candidate of political science, Isfahan University
2 Associate Professor of political science, Isfahan University, corresponding author
3 Member of faculty of political science, Isfahan University
چکیده [English]

     Deconstruction is a strategy for demonstrating the contribution of philosophy to achieving the meaning of democracy in the postmodern world. It seeks to establish philosophical principles consistent with the principle of tolerating others and democracy in the post-democracy world. Meanwhile, Derrida's ideas in the field of socio-political democracy, such as future democracy and its oncoming challenges, are also rooted in his philosophy. Hence, democracy and deconstruction are the two sides of a coin, and one cannot be understood without the other. This connection is unbreakable and necessary and pivotal to Derrida's thinking about philosophy and politics. The breakthrough has come to suggest new horizons with the critique of modern systems including Western democracies that marginalized forces on the frontiers of democracy can actively participate in determining their own destinies. Contrary to positive methods, the underlying breach does not have a relative relation with the ultimate clarity of the Western society, and it is considered to be the fruits of the linear maturity of history. On the contrary, with the critique of metaphysical systems, it is a strategic breakthrough, so that the inertia of the universe becomes the instrument of successive negotiation. As far as the subject of this article is concerned, it attempts to define the Western metaphysical breakdown, then it shows how Derrida has benefited from this strategy in order to open up the political blockade of Western democratization with ongoing openings. The study of the link between deconstructive philosophy and democracy and how they interact with each other will be the cornerstone of this article.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Metaphysics of Presence
  • Deconstruction
  • Liberal Democracy
  • Future Democracy
‌‌دریدا، ژاک (1390)، فروید و صحنه ‌نوشتار، ترجمه مهدی پارسا، تهران: انتشارات روزبهان، چاپ اول.

ضمیران، محمد (1392)، ژاک دریدا و متافیزیک حضور، چاپ دوم، تهران، انتشارات هرمس.

گروندن، ژان‌ (1393)، هرمنوتیک، ترجمه: محمّدرضا ابوالقاسمی، تهران: نشر ماهی.

مهدی پور، آسیه (1391)، تأثیر سه موج مدرنیته بر روشنفکران ایرانی‌: براساس رهیافت شالوده‌شکنی، پایان‌نامه دکتری علوم سیاسی دانشگاه اصفهان.

‌آقاحسینی، علیرضا (1385)، شالوده‌شکنی: عبور از فراروایت‌ها راهکاری برای بازاندیشی نظام هویت‌ها، جلد چهارم مجموعه مقالات توسعه فرهنگی، تهران: همایش سیاست‌ها و مدیریت برنامه‌‌های رشد و توسعه در ایران.

خبازی کناری، مهدی ‌(1389)، ««‌رد‌» برفراز تقابل‌های دوگانه در اندیشه ‌دریدا»، دوفصلنامه شناخت، پژوهش نامه علوم انسانی، بهار و تابستان‌، شماره 1/62.

روحانی، حسین، آقاحسینی علیرضا‌ (1392)، تحلیل و نقد گفتمان هایدگری فردید، فصلنامه علمی ـ‌ پژوهشی راهبرد فرهنگ، شماره 22، سال ششم.

شاقول، یوسف و مرتضوی، سید رحمان (1389)، دریدا و دموکراسی، جستارهای سیاسی معاصر؛ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال اول، شماره دوم.

مصلح، علی اصغر و پارسا خانقا، مهدی (1390)، «واسازی به منزله یک استراتژی»، مجله متافیزیک، سال سوم، شماره11و12.

نجف‌زاده، رضا (1390)، «موعودگرایی در الهیات سیاسی ایرانیان»، دوفصلنامه جستارهای سیاسی معاصر، سال دوم، شماره اول.

Critchly, S.,(1999), the Ethics of De-construction: Derrida and Levinas, Edinburgh University Press, 1999.

Dryfus, H., L.,(1991), Being in the world: Commantry on Heidegger’s Being and Time, Massachusetts Institute of Technology.

Derrida, J (1994), Specters of Marx: The State of the Debt, The Work of Mourning & the new international, Trans: Kamuf, London and New York 

Derrida, J (2005), Rogues, Trans: Pascale Anne and Michael Naas, California: Stanford University press    

Thomson, Alex (2005), What is to Become to Democracy to come?Glascow:   University of Glascow

Stavrakakis, Y (1999),Lacan and the political, London

Staten, H.,(1984), Wittgenstein and Derrida, University of Nebraska Press, 1984.

Eduardo Cadava, London and New York: Columbia University        

Fukuyama, Fransis (1992), The end of history & Last man, New york: The free Press 

Derrida, J., (1981), Positions, trans. A, Bass, Chicago, University of Chicago press.

Laclau, E., and Mouffe, M.,(1985), Hegemony and Socialist Strategy, London: Verso.