بازاندیشی در ابعاد و گستره مفهوم سنّت

نوع مقاله: سیاست اسلامی

نویسندگان

چکیده

مقاله حاضر حاصل پژوهشی اندیشه شناختی است. کاوش مفهومی «سنّت»، بازاندیشی در آن و ابعاد و گستره آن را به صورت هدف اصلی در کانون توجّه قرار داده است. برای این منظور تعابیر متعدّد درباره سنّت مورد بررسی قرار گرفته است. آن‌گاه به بررسی مفهوم شناختی آن در قالب نسبت این مفهوم با مفاهیم نزدیک و برابرداشت آن با مفهوم مقابل آن در ذیل نظریات غربی پرداخته شده است. هم‌چنین، علاوه بر چند پرسش مفهوم‌شناسانه، از توانمندی این مفهوم برای تبیین دستگاه نظری و نظام فکری نظریه‌پردازان سؤال شده است.در پایان با برقراری گونه خاص از پیوند میان بایستگی سنّت و نیز مقدماتی که در مفهوم‌شناسی ارائه شده است و توجّه به‌نظریات متعدّدی (مدرنیسم، پست‌مدرنیسم، جماعت‌گرایی) که سنّت در ذیل آن‌ها به بحث گذاشته شد و با روش استدلال استنتاجی تأکید شده است که «سنّت» به عنوان یک مفهوم غیرقابل گذر دارای چهار عنصر است: اولاً «آن مفروضاتی را تولید و تحکیم می‌کند که افراد بدون پرسش در هدایت زندگی روزمره به کار می‌گیرند»؛ ثانیاً «فهم و تفسیری از جهان ارائه می‌کند»؛ ثالثاً «در معنای وبری خود منبعی برای مشروعیّت بخشیدن به قدرتی که اعمال می‌شود بوده و موجّد اقتدار سنّتی است» و بالاخره این که «از طریق انتقال ارزش‌ها، اعتقادات و رفتار از گذشته به حال، منبعی برای هویّت‌بخشی محسوب می‌شود».

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Reconsideration of the Aspects and Scope of the Concept of Tradition

نویسندگان [English]

  • Mohammad Khorramshad
  • S.Ebrahim Sadat
چکیده [English]

The present article is the product of a cognitive research. It has focused on the conceptual exploration of “tradition”, its reconsideration and dimensions. Therefore, different interpretations about tradition have been investigated. There has been an examination of the cognitive concept of tradition in comparison with its similar and contrasting concepts under western theories. Also, in addition to posing a few conceptual questions, the capability of this concept for illuminating the theoretical mechanism and intellectual system of theoreticians have been questioned. In the end, having established a certain kind of connection between the necessity of tradition and the preliminaries to its conceptualization, and also in regard to various theories such as modernism, postmodernism and communitarianism, under which tradition has been discussed , it has been emphasized through an inductive reasoning that tradition, as an inexorable concept, consists of four components: In the first place, it articulates and strengthens those assumptions which people utilize unquestionably in leading their everyday lives. In the second place, it presents an understanding and explanation of the world and in the third, in its Weberian interpretation, tradition is considered to be a resource for legitimizing the authority which is exerted and which leads to traditional power. And finally, through transmitting values, beliefs and behavior from the past to the present, it is regarded as a source of identification.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Tradition
  • modernism
  • Culture
  • Seyyed Hossein Nasr
  • conservative